وبلاگicon
جامعه ی من
جامعه ی من
مشکلات جامعه 
قالب وبلاگ
نويسندگان
لینک دوستان

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان جامعه من و آدرس jameaiman.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





 اعتیاد، آسیبی اجتماعی

ا

عتیاد نه تنها آسیبی اجتماعی، بلكه سیاسی، اقتصادی و حتی در روابط بین‏الملل دارای بعدی استراتژیك است. اعتیاد اگر از یك منظر معضلی فردی - روانی است، از منظری دیگر یك مساله اجتماعی است. اگر در دید امنیتی - انتظامی جرم است و قابل پیگیری، از دید روانشناسان و جامعه‏شناسان آسیبی است در خور ریشه یابی و ترمیم. در دیدگاه كلان اعتیاد به مواد مخدر و شیوع روزافزون آن در جوامع مختلف حاصل پدیده مهم قاچاق مواد مخدر است كه امروز از اقلام بزرگ تجارت جهانی به حساب می‏آید. در بعد فرهنگی اگر اعتیاد ریشه در مشكلات روانی و معضلات اجتماعی دارد، اما از سویی به مجموعه سیاست‏های فرهنگی جهانی هم مربوط می‏شود كه در روابط سلطه جویانه میان جهان پیشرفته و جهان سوم معنی می‏شود. اگر می‏بینم كه با همه تلاش‏های گسترده‏ای كه در سطوح ملی، منطقه‏ای و بین‏المللی برای مبارزه با اعتیاد صورت می‏گیرد، مساله اعتیاد همچنان مساله مهم و پدیده پلید و زشتی در جوامع بشری است و جهان سوم را گرفتار معضلاتی بزرگ در جامعه، اقتصاد، نیروی انسانی و... كرده است، به جهت ابعاد چندگانه و پیچیدگی پدیده اعتیاد است كه هر نوع مبارزه موثر و واقعی با آن را دچار بن بست می‏سازد.
اما اعتیاد زنان علاوه بر همه آنچه از اعتیاد گفتیم، پدیده ‏ای دیگراست با لایه ‏های پنهان‏تر و ابعاد فزون‏تر از خود اعتیاد. چرا؟
۱) چون زنان همیشه و همه جا خانه و خانواده را سدی ساخته بودند در برابر هجوم مشكلات و آسیب‏ها و كجی‏ها تا حتی‏المقدور این هجوم، خانه را و فرزندان را دچار خلل و مشكل و آسیب نسازد . اگر سد بشكند، چه می‏شود؟ خانه‏ها كه امن‏ترین كانون‏های زندگی اجتماعی بحساب می‏آمده، ویران شده یا اینكه خود همرنگ و همراه هجوم آسیب‏ها گشته است و وای بر كودكان این خانه، اینجا دیگر زن نیست كه نابودی شود، خانواده است.
۲) چون زنان در برابر آسیب‏ها، بیشتر صدمه می‏بینند. زنها به لحاظ ویژگیهای فردی، خانوادگی و اجتماعی كه دارند، در رابطه با آسیبی چون اعتیاد بیشتر از مردان درگیر می‏شوند. در واقع اعتیاد كه بمثابه دری برای ورود به دنیای انحراف‏ها و جرمهاست برای زنان صدچندان بیشتر مدخل ناهنجاری و كجروی است.
۳) چون زنان وقتی گرفتار دیو چندسر اعتیاد می‏شوند بمراتب دیرتر و سخت‏تر امكان رهایی دارند. در واقع جامعه و خانواده برای مردان تمهیدات بیشتر و بهتری برای گریز از دام پربلای اعتیاد تدارك دیده تا برای زنان. زنان در این عرصه هم عقب‏ مانده ‏تر و محرومترند و شرایطشان و مشكلات‏شان ناشناخته ‏تر و تعریف نشده ‏تر.
۴) چون زنان بیش از مردان به شبكه روابط خانوادگی و خویشاوندی وابسته ‏اند. به همین جهت هم غالبا از همین مجرا به دام اعتیاد می‏افتند و اما به گاه دست و پا زدن برای خلاصی، این شبكه كه قاعدتا بایستی یار و یاور معتاد باشد در بیرون شدن از چنگال شیطان اعتیاد، نه تنها او را مدد نمی‏رساند، بلكه چون غالبا خود اسیر و آلوده است، او را به ماندن در این باتلاق سوق می‏دهد.
از این همه تنها یك نتیجه می‏توان گرفت كه: در بحث پیشگیری از اعتیاد برای زنان بایستی برنامه‏ریزی جدی و خاص صورت گیرد. اولویت و اهمیت پیشگیری از آسیب‏های اجتماعی برای زنان مخصوصا در مورد اعتیاد بایستی برای جامعه، مسئولان، دست اندركاران و نیز خود مردم و مخصوصا خود زنان روشن‏تر گردد كه در حال حاضر چنین نیست. و شتاب افزایش اعتیاد در میان دختران و زنان گواه این حرف است.
در بحث درمان معتاد، برای رها كردن زنان از چنگ اعتیاد در نهادهای دولتی و غیردولتی باید امكانات و تداركات مناسب پیش‏بینی و فراهم شود درحالی كه عملا در این زمینه میزان كار قابل توجه كه انجام شده تقریبا نزدیك به صفر است.
در بحث پیشگیری ثانویه و جلوگیری از بازگشت معتاد به اعتیاد هم دیدن زمینه‏های مناسب برای زنان و بكار گرفته آنها مهم است. در این مورد كه برای مردان هم كار در خور اعتنایی نشده، بطریق اولی زنان فراموش شده و ازیادرفته ‏اند.پس چه باید كرد؟ باید به بحث اعتیاد و زنان بصورت جدی پرداخت.
اگر می‏خواهیم فرهنگ و آرمان و ارزش‏های جامعه از میان نرود، باید زنان را مدد رساند و سایه مخوف آسیبی چون اعتیاد را از آن‏ها و خانه ‏هایشان دور كرد.
باید به زنانی كه برای یاری همسر معتاد خود یك تنه به جنگ خیل مشكلات می‏روند و در میانه راه یا خسته و ناامید مرد بیمار و از دست رفته خود را رها می‏كنند یا خود به دام اعتیاد می‏افتند، كاری كرد.
باید برای نجات كودكانی كه برای بزرگ شدن و برای دوری از بلا و گرفتاری به خانه‏های امن نیاز دارند، برنامه ‏ای داشت.
باید خانه را، محله را، شهر را و جامعه را امن و پاك كرد و در این راه، بهترین راه استمداد از خود مردم است، از خود زنان، از خود معتادان به شرط اینكه فكر و برنامه و كاری در میان باشد و مسئولان هم جدی و پیگیر در میدان باشند. در هر جایی شعار و حرف بیهوده و حتی مضر است و در مبارزه با اعتیاد بیهوده‏تر و مضرتر است. با ژست و ادا و میز و منصب و مقام و دفتر و دستك و كاغذبازی و... نمی‏توان به جنگ غول اعتیاد رفت.
مردم، جوانان و زنانی كه امروز پاك و سالمند برای سالم و مصون ماندن به كار و تلاش سنجیده نیاز دارند. آنها كه گرفتارند هم خواستار كار و كوشش ‏اند و آنها كه نجات پیدا كرده‏اند برای پاك ماندن و برنگشتن به حركتهای عملی از سوی مسئولان چشم امید دوخته اند.

[ جمعه 6 بهمن 1391برچسب:اعتیاد , بلای خانه مان سوز,زندگی بی اعتیاد, ] [ 1:7 ] [ مصطفی بهرامی ]

مقدمه
مسئله مربوط به آسیبهای اجتماعی از دیرباز در جامعه بشری مورد توجه اندیشمندان بوده است. همزمان با گسترش انقلاب صنعتی و گسترش دامنه نیازمندیها ، محرومیتهای ناشی از عدم امکان برآورده شدن خواستها و نیازهای زندگی موجب گسترش شدید و دامنه‌دار فساد ، عصیان ، تبهکاری ، سرگردانی ، دزدی و انحراف جنسی و دیگر آسیبها شده است.

هر چند اکثر مشکلات اجتماعی انواعی تکراری در طول نسلهای مختلف هستند، اما چنانکه مشاهده می‌شود برخی از این انواع در برخی نسلها اهمیت بیشتری پیدا کرده است و حتی برخی انواع این آسیبها در نسلهای بعدی زاده شده‌اند. از سوی دیگر از آنجایی که یکسری علل غالب در هر جامعه وجود دارند که نسبت به سایر علل اهمیت بیشتری در بروز آسیبها دارند، هر چند از انواع متمایز آسیبها سخن می‌رود، اما عمدتا همپوشیهایی بین آنها دیده می‌شود.
 

وابستگی دارویی یا اعتیاد
اعتیاد به معنی تمایل به مصرف مستمر یا متناوب یک ماده برای کسب لذت یا رفع احساس ناراحتی اطلاق می‌شود که قطع آن ناراحتیهای روانی یا اختلالات جسمانی ایجاد می‌کند. در گرایش به اعتیاد عوامل مختلفی شناسایی و مطرح شده‌اند. این عوامل هر چه باشند (که البته در مباحث مربوط به علت شناسی حائز اهمیت هستند.) سرچشمه بسیاری مشکلات فردی ، خانوادگی و اجتماعی هستند. اعتیاد به سبب ویژگیهای ذاتی خود ، اغلب با سایر آسیبها همراه می‌شود و موجب هدر رفتن نیروهای ثمربخش جامعه می‌شود.
انحرافات جنسی
غریزه جنسی هم می‌تواند منشأ بروز عالیترین نمودارهای ذوقی و هنری باشد و هم منشأ تشکیل بنیاد یک خانواده و هم منشأ بسیاری از جرائم. عوامل مختلف محیطی و خانوادگی و اجتماعی سر منشأ بروز انواع انحرافات جنسی هستند. هر چند برخی از این نوع انحرافات مشکلاتی فردی هستند، ولی اکثر آنها به آن جهت که در ارتباط با فرد دیگر معنی پیدا می‌کنند عوارض اجتماعی را در بر خواهند داشت.

از سوی دیگر مبارزه با این دسته از آسیبها در برخی موارد نیازمند تغییرات اساسی اجتماعی است و لازم است تحولاتی کلی و برنامه ریزی‌های دقیقی جهت رفع آنها صورت گیرد و این تغییرات با ارائه آموزشهای وسیع اجتماعی برای افراد و خانواده‌ها و رفع عوامل بنیادی امکانپذیر خواهد بود. این دسته از انحرافات نیز اغلب با سایر آسیبها در ارتباط نزدیک هستند و گاهی حتی موجب بروز مشکلات جدی می‌شوند. مثل بیماری ایدز که با انحرافات جنسی ارتباط نزدیک دارد.
 

سرقت و دزدی
بطور کلی سرقت و دزدی هم از لحاظ عرفی و هم از لحاظ قانونی به عنوان یک آسیب جدی محسوب می‌شوند. هر چند عوامل متعددی در بروز این مشکل شناخته شده‌اند، مثل فقر و بیکاری ، اعتیاد و شیوه‌های تربیتی ، اما باید توجه داشت مبانی شخصیت اهمیت ویژه در ارتکاب دزدی دارند. این افراد معمولا از لحاظ رشد اخلاقی در سطح خیلی پایین و ضعیف هستند و بطور کلی ثبات و استواری و قدرت تحلیل و تفکر درباره پیامدهای رفتار خود را به قدر کافی ندارند. در مباحث مربوط به علل زردی به علل تربیتی تأکید فراوان می‌شود. الگوهای رفتاری خود والدین ، واکنشهای آنها درباره دزدیهای کوچک دوران کودکی ، مسأله پول توجیهی و کمک به شناخت مسأله مالکیت در دوره کودکی در ارتباط نزدیک با رفتارهای دزدی بزرگسالی و نوجوانی دارند.
 

خودکشی
خودکشی هر چند در وهله اول یک مشکل فردی به شمار می‌رود ولی از آنجایی که فرد در اجتماع زندگی می‌کند و تأثیرات متقابلی همواره بین آنها برقرار است، به عنوان یک معضل اجتماعی مورد بررسی قرار می‌گیرد. آمار خودکشی معمولا با سایر جرایم و آسیبها ارتباط پیدا می‌کند، بطوری که در میان گروههای مبتلا به اعتیاد خودکشی بیشتر دیده می‌شود. همچنین در آسیبهای مربوط به انحرافات جسمانی بویژه در میان قربانیان این انحراف خودکشی پدیده شایعی است. در میان بیماران روانی بویژه افسردگیهای شدید نیز اغلب خودکشی مسأله قابل توجهی است.

به هر حال خودکشی پیوندهایی با متغیرهای اجتماعی دارد بطوری که علاوه بر تأثیری که از شرایط اجتماعی را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. ارائه راهکارهای مناسب در بررسی مشکلات گروههای در معرض خطر مثل معتادین و خانواده‌های آن ، بیماران روانی و خانواده‌های آنها ، خانواده‌های نابسامان و آموزشهای فردی در مواجهه با تغییرات اساسی روشهایی سودمند خواهد بود. در این راستا توجه به گروههای سنی که در معرض خطر بیشتری هستند و خودکشی در میان آنها رواج بیشتری نسبت به سایر گروههای سنی دارد، مثل نوجوانان و جوانان اهمیت زیادی دارد.
 

مهاجرت
مهاجرت علاوه بر مشکلات اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی که دارد مستلزم تغییراتی خاص است که مطابقت و سازگاری با آنها اغلب مشکلاتی را برای فرد و جامعه ایجاد می‌کند. به عبارتی علاوه بر اینکه مهاجرت در برنامه ریزیهای کلان اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی مشکلاتی را ایجاد می‌کند، مثل مهاجرت روستاییان به شهرها که خالی شدن روستاها از سکنه ، کاهش کشاورزی ، افزایش مشاغل کاذب و ... را به دنبال دارد موجب می‌شود، تا فرد برای سازگاری با تغییرات حاصل فشار زیادی را متحمل شود.

شوک فرهنگی یکی از عوارض حاصل از مهاجرت است که با اضطراب و افسردگی ، احساس جدا شدن و مسخ واقعیت و مسخ شخصیت مشخص است. تحقیقات نشان می‌دهد شیوع مشکلات روحی و روانی بین مهاجرین بخصوص در بین مهاجرینی که شرایط مقصد بسیار متفاوت از شرایط مبدأ یا محل سکونت قبلی آنها بوده است شیوع بیشتری دارد. رایجترین اختلال علائم پارانوئید یا سوء ظن است که به احتمال قوی به دلیل تفاوتهای آنان از نظر زبان ، عادات و آداب و رسوم ، چهره ، نوع لباس و غیره است.
 

بی ‌خانمانی
منابع فزاینده‌ای وجود مسائل ویژه‌ای را در افراد بی خانمان تأیید می‌کنند. چنین کسانی ممکن است در خیابانها سرگردان باشند یا به علل برخی بزهکاریهای دیگر که معمولا توأم با بی خانمانی آنهاست مثل دزدی ، اعتیاد و ... در زندانها یا کانونهای اصلاح و تربیت بسر برند. در بین افراد بی خانمان دسته‌های مختلفی از افراد دیده می‌شود، یک دسته شامل بیماران روانی شدید هستند که اغلب یا مدتهاست از خانواده خود دورند یا بطور موقتی از خانه خارج شده‌اند. معتادین گروه دیگری از این افراد را شامل می‌شوند که معمولا مراحل عمیق اعتیاد خود را می‌گذرانند.

کودکان خیابانی و دختران و زنانی که با بی خانمانی به انحرافات جنسی نیز مبتلا هستند دو دسته دیگر را در بین افراد بی خانمان تشکیل می‌دهند. بسته به مکان جغرافیایی محله فقیر نشین شهر ، پارک شهر ، حومه شهر و نواحی روستایی خصوصیات این جمعیت فرق می‌کند. برخی در محدوده جغرافیایی نسبتا ثابتی می‌مانند در حالیکه عده‌ای از یک قسمت کشور به بخشهای دیگر یا از منطقه شهر به مناطق دیگر مسافرت می‌کنند.
 

فقر
فقر در واقع مادر تمام آسیبهای اجتماعی است. فقر با بسیاری مسائل زیر پا از جمله ضعف تندرستی و افزایش مرگ و میر ، بیماری روانی ، شکست تحصیلی ، جرم و مصرف دارو رابطه دارد. هر چند خود فقر بطور ذاتی یک مشکل و آسیب است، اما این لزوما به این معناست که تمام افرادی که زیر خط فقر زندگی می‌کنند. افرادی نابسامان و مشکل ساز برای اجتماع هستند. مشکلات اقتصادی ، عدم تأمین نیازهای جسمی و روانی اغلب زمینه‌ای برای بروز و ظهور مشکلات اجتماعی دیگری است.
 

بیکاری
بیکاری معضل اجتماعی دیگری است که هم آسیبهای جدی فردی و هم آسیبهای قابل ملاحظه اجتماعی را در دامن دارد. بیکاری بویژه در نسل پر انرژی و جوان که انرژی و قدرت و نیروهای آنها راکد و بی‌مصرف باقی می‌ماند نمود بیشتری پیدا می‌کند و زمینه را برای انوع انحرافات اجتماعی فراهم می‌سازد. وجود فرصتهای همیشه خالی ، عدم تحمل بیکاری ، فقدان قدرت تأمین نیازها به دلیل نداشتن درآمد، زمینه‌هایی آماده برای کاشت بذر جرم و انحرافات می‌باشند. 

[ چهار شنبه 4 بهمن 1391برچسب:بی خانمانی,دزدی ,رمان,تلخ,رمان تلخ,مهاجرت,خودکشی,اعتیاد, ] [ 23:35 ] [ مصطفی بهرامی ]
صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 15 صفحه بعد
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید
آرشيو مطالب
امکانات وب
ورود اعضا:

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:





  • بک لینک
  • نرم افزار های موبایل